اشخاص
معنی انگلیسی
people
واژههای انگلیسی با این معنی
- many a man بسا اشخاص، بسا کسا
- many persons خيلي اشخاص، مردمان بسيار
- artificial persons اشخاص حقوقي
- natural persons اشخاص طبيعي
- person perception ادراک اشخاص
- displaced persons اشخاص پناهنده، تبعيديان
- knowledge of persons شناسايي اشخاص
- black book فهرست اشخاص مظنون
- offences against persons جرائم بر عليه اشخاص
- intelligentsia اشخاص با هوش و خردمند، طبقه روشنفکر.
- adhominem حمله يا اعتراض به اشخاص.
- interested parties اشخاص ذي نفع يا علاقه مند
- civi rights حقوق وامتيازات مدني (اشخاص).
- mixed laws قوانين مربوط به اشخاص و اموال، رجوع کنيد به: mixed economy
- talent scout کسيکه اشخاص لايق وذيفن را براي کار، مخصوصي کشف واستخدام کند.
- camp follower اشخاص غير نظامي که همراه قشون حرکت، ميکنند.
- credit union موسسه اي که به اشخاص کم درامد وام هاي، کوچکي ميدهد.
- common touch استعدادايجاد حس همدردي وتعاون در اشخاص.
- nudie فيلم مبتذل که اشخاص برهنه را نشان ميدهد
- personals بندهايي از روزنامه که درباره اشخاص خصوصي، نوشته ميشود
- parting salute سلام نظامي با توپ و غيره براي عزيمت اشخاص، سلام بدرقه
- few men کمترکسي، اشخاص کمي
- many people خيلي از مردم، خيلي اشخاص، بسياري از مردم
- great persons مردمان بزرگ، اشخاص بزرگ، بزرگان