اشک
معنی انگلیسی
tear teardrop water
واژههای انگلیسی با این معنی
- tear اشک، سرشک، چکه
- tearily اشک، سرشک، چکه
- teariness اشک، سرشک، چکه
- teardrop اشک، قطره اشک.
- tearless بي اشک، تهي از اشک.، ناگريان
- lachrymator اشک آور، ماده اشک آور
- lacrimator اشک آور، ماده اشک آور
- lachrymation ريزش اشک، جريان اشک، اشک ريزي
- crocodile tears اشک تمساح، اشک دروغي.
- lachrymalgland دژپيه اشک، غده اشک
- lacrimation ايجاد اشک.
- lacrimatory factor عامل اشک زا
- tear gas گاز اشک آور
- lachrymals اندام هاي اشک، اندام هاي اشکي
- lachrymal glands غده هاي اشک زا
- cn solution محلول گاز اشک آور، گاز اشک آور مايع
- nasolachrymal مربوط به مجراي اشک و بيني
- dacry- پيشوندي است بمعناي اشک (دستگاه اشکي چشم)، که بکلمات ديگر ميچسبد .
- eye-water اب ديده، اشک، خلط چشم
- lachrymose گريه کن، اشک ريز
- lachryma christi باده سرخ و شيريني که در جنوب درست مي کنند، اشک مسيح
- droppings چکيده، اشک کباب، مومي که ازشمع مي چکد
- dripping چکيده گوشت، اشک کباب، جزغال
- epiphora ابريزش چشم، سيلان اشک، تکراريک کلمه درپايان چندجمله