اصابت
معنی انگلیسی
impact
واژههای انگلیسی با این معنی
- hit اصابت، خوردن، ضربت
- impact area محل اصابت، منطقه اصابت گلوله ها
- impact point نقطه اصابت، محل اصابت گلوله، نقطه پياده شدن با چتر
- impact pressure فشار اصابت، نيروي اصابت، فشار ترکش
- hit ratio نسبت اصابت
- direct hit اصابت مستقيم، گلوله اي که مستقيم به هدف اصابت کند
- line of impact خط اصابت گلوله
- point of impact محل اصابت گلوله، نقطه اصابت
- effective pattern منطقه اصابت موثر، منطقه اثر موثر
- beatten zone منطقه مورد اصابت، منطقه مضروبه
- biting angle کوچکترين زاويه اصابت
- bomb impact plot بردن محل اصابت بمب روي نقشه
- surface of impact سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله، سطح اصابت
- bilateral spotting ديدباني مضاعف محل اصابت گلوله، ديدباني دو جانبه
- best gold تيري که نزديک به نشان اصابت کرده، تيري که نزديک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
- impact registration ثبت تير بروش مرکز اصابت (توپخانه)، ثبت مرکز اصابت
- dud probability درصد احتمال عمل نکردن گلوله يا اصابت، نکردن آن
- thunderstroke صاعقه زدگي، اصابت صاعقه .
- center of burst مرکز ترکش گلوله، مرکز اصابت گلوله
- set forward جهش يا حرکت بجلو بوسيله قطعات داخلي، گلوله در هنگام اصابت، فشار پيشروي
- vertical probable error اشتباه احتمالي قائم (توپخانه)، خطاي اصابت قائم گلوله
- area of probability محوطه احتمالات، حدود احتمالات (اصابت تير)
- contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتي، وسيله ممانعت از انفجار در اثر اصابت
- grand slam علامت اينکه کليه هواپيماهاي ديده شده، مورد اصابت قرار گرفتند (پدافند هوايي)