اطناب معنی انگلیسی diffuseness diffusion periphrasis prolixity verbiage verbosity wordiness واژههای انگلیسی با این معنی prolixly ازروي دراز نفسي يا پرگويي، با اطناب، بطور خسته کننده prolixity دراز گويي، دراز نويسي، اطناب expatiation درازگويي، درازنويسي، اطناب verbosity دراز نويسي، دراز گويي، اطناب expatiate زيادگويي کردن، زيادنويسي کردن، اطناب کردن windiness نفخ، پرگويي، روده درازي wordage عبارت، جمله بندي، کلمات