دیکشنری فارسی

prolixity

UKprouliksitiː

معنی فارسی

دراز گويي دراز نويسي اطناب تطويل سخن درازي تطويل تفضيل

مترادف‌ها

noun
Diffuseness, prolixness, verbosity, tedious, length, minute detail.

واژه‌های دیگر با معنی «دراز گويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن