اعضا معنی انگلیسی membership واژههای انگلیسی با این معنی matricula صورت اعضا، دفتر ثبت، گواهي نامه نويسي osmatic داراي اعضا بويايي، وابسته به بويايي. physiologic مربوط بعلم وظايف اعضا physiological مربوي بعلم وظايف اعضا membership عضويت کارمندي، شماره اعضا، اعضا کارمندان yaght club باشگاه تفريحي قايق داران براي انجام، مسابقه بين اعضا multilation تحريف، شکستن يا فلج کردن اعضا بدن european essembly مجلس اروپا، مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهاي، کشورهايي که در "جامعه نيروي اتمي اروپا" council of Europe شوراي اروپا، شورايي که جهت بحث و مشورت در کليه امور، اعضا غير از دفاع ملي ASM Association for Yystems Management، يک سازمان بين المللي که متعهد است تا، اعضا خود را از رشد سريع و تغييرات در socialist international بين الملل سوسياليست، انجمن جهاني احزاب سوسيال دمکرات در، لندن که به سال 1951 تاسيس يافته است final act سند نهايي، قطعنامه، سندي است که در پايان کار کنفرانس تنظيم