اعلان معنی انگلیسی advertisement announcement flier proclamation publication publicity signboard واژههای انگلیسی با این معنی declaration of war اعلان جنگ fly-bill اعلان دستي، اگهي دستي dot prompt نقطه اعلان procedure declaration اعلان رويه signpost تابلو اعلان، تير حامل اعلان، تابلو راهنما. announcer اعلان کننده، گوينده .، گوينده billsticker اعلان چسبان، اگهي چسبان macro declaration درشت اعلان. show-bill اعلان نمايش system prompt اعلان سيستم throwaway ورقه ي اعلان، دور انداختني، يکبار مصرف affiche اعلان ديواري، اگهي declaration of neutrality اعلان بيطرفي array declaration اعلان ارايه . proclamation of independence اعلان استقلال declaration of bankruptcy اعلان ورشکستگي dimension statement حکم اعلان بعد. declare martial اعلان حالت زمان جنگ، اعلان حکومت نظامي rem اعلان شروع يک توضيح، فرمان REM blurb اعلان يا آگهي تعريف آميز، شرح غلو آميز کتاب يا نويسنده را بر پوشش، کتاب چاپ کردن يا banns اعلان پيشنهاد ازدواج درکليسا تا کساني، که اعتراضي به صلاحيت زوجين دارنداطلاع دهند، اخطار قرار عروسي در کليسا notice آگهي، اعلان، اخطار announcement آگهي، اعلان، اعلام denunciation of treaty نقض معاهده، اعلان، الغاء معاهده