افراد
معنی انگلیسی
people troops
واژههای انگلیسی با این معنی
- enlisted personnel افراد، پرسنل سرباز و درجه دار، طبقه افراد
- liberty men افراد مرخصي
- equal status persons افراد همپايه
- filler personnel افراد جايگزيني، افراد جايگزين
- receptee افراد مورد پذيرش، افراد پذيرفته شده، جديد يا افراد جديدي يکان
- rouse out بيدار کردن افراد، بالا دادن زنجير لنگر
- cimmerian افراد کشور ظلمات، ظلماني، تاريک.
- transfer station محل انتقال افراد، محل اعزام افراد
- aptitude area حيطه قابليت افراد، حدود شايستگي افراد، حيطه شايستگي
- billet slip کارت محلهاي افراد، لوحه اسکان افراد
- personal salute تير سلام براي افراد، مراسم سلام افراد برجسته
- family size تعداد افراد خانواده
- people sniffer رادار کشف افراد دشمن، آدم ياب، رادار
- personnel monitoring بازرسي بدني از افراد، بازديد افراد، بازديد پرسنلي
- expellee افراد اخراجي از مملکت، اخراج شدگان يا تبعيد شدگان سياسي، تبعيدي
- special olympics المپيک افراد استثنايي
- active list فهرست افراد آماده به خدمت، فهرست سربازان
- battery of tests گروه آزمونهاي کارايي افراد، گروه آزمونهاي خصوصيات پرسنلي افراد
- character guidance راهنمايي و مشاوره با افراد، سخنراني مذهبي
- lockstep پيشروي افراد پشت سر يکديگر، قدم اهسته .
- authorized stoppage برداشت قانوني از حقوق افراد، کسورات قانوني از حقوق
- enlisted section قسمت مربوط به افراد يا سربازان، قسمت اقدام افراد
- man portable قابل حمل به وسيله نفر يا افراد
- biographical intelligence اطلاعات مربوط به بيوگرافي افراد، (شخصيتهاي خارجي)