افزودن به معنی انگلیسی introduce واژههای انگلیسی با این معنی sigmate حرف سين افزودن به eke out افزودن به (در امد)، درازتر کردن، امتداد دادن carboxylate از راه افزودن کربوکسيل به ترکيب، توليد اسيد کربوکسيليک کردن adject افزودن، افزودن به، ضميمه کردن aggrade افزودن، هموار کردن، ضخيم کردن ISA با تلفظ ((آي سا))، حروف اختصاري Industry Standard، Architecture و طرح غير رسمي گذرگاه (bus) آي بي ام resurface دوباره به سطح آمدن، روآمدن، دوباره هويدا شدن territorialize بر قلمرو افزودن، تبديل به قلمرو کردن، اقليمي کردن cost plus pricing تعيين قيمت فروش با افزودن ضريب مخصوص، منفعت به قيمت تمام شده