افزوده معنی انگلیسی addition additional adjunct dopant supplementary up more super- supplement واژههای انگلیسی با این معنی intercalary افزوده، اضافي، زائد added افزوده، اضافه شده، مضاف given in افزوده، ضميمه شده add on افزوده شده، مدارات، سيستمها يا دستگاههاي سخت افزاري paragoge حرف افزوده، حرف يا هجاي الحاقي added value ارزش افزوده gain score نمره افزوده value added ارزش افزوده paragogic افزوده الحاقي، اضافي boosted B-voltage ولتاژ افزوده ب ohm additive افزوده هاي روغني value added concept مفهوم ارزش افزوده value added tax ماليات بر ارزش افزوده value added taxation ماليات بر ارزش افزوده leap-day روز افزوده درسال کبيسه epexegesis کلمات افزوده شده براي توضيح nova ستاره اي که روشنايي آن چند روزي افزوده، ميشودو سپس به حالت اول برمي گرد د novae ستاره اي که روشنايي آن چند روزي افزوده، ميشودو سپس به حالت اول برمي گرد د feeding storm طوفاني که پيوسته برسختي ان افزوده ميشد alginate از انواع مواد آلي که با افزوده شدن با بتن، به همراه آب اسلامپ را افزايش ميدهد accession number نمره مسلسل کتابي که به کتب کتابخانه افزوده، مي شود overprint موارد افزوده که روي تمبر چاپ کنند تا بها يا، مورداستعمال آنرا تغيير دهد adjunct الحاقي، افزوده، معين annexed پيوسته، افزوده، ضميمه