اقرار
معنی انگلیسی
confession profession
واژههای انگلیسی با این معنی
- avouchment اقرار، اطمينان (دادن)، تضمين
- confession and avoidance اقرار مقيد، به اين معني که مقر، مورد ادعا يا
- qualified confession اقرار مقيد
- peccavi اقرار بگناه، من گناه کرده ام
- shrift اقرار بگناه، ايين توبه وبخشش
- conditional confession اقرار مشروط
- resipiscence اقرار به گناه، توبه
- acknowledgement of debt اقرار به بدهي
- judicial confession اقرار در دادگاه
- plead not guilty اقرار به جرم نکردن، خود را بيگناه قلمداد کردن
- extrajudicial confession اقرار در خارج دادگاه
- short shrift مهلت مختصربراي اقرار بگناه پيش از مردن
- profession پيشه، اقرار، کار
- confession اعتراف، اقرار، محراب ياسردابه يک چنين گوري
- avouch آشکارا گفتن، اقرار کردن، تصديق کردن
- voluntary confession اعتراف داوطلبانه، اقرار داوطلبانه
- acknowledgement اعتراف، تصديق، اقرار
- acknowledgment اعتراف، تصديق، اقرار
- agnize شناختن، برسميت شناختن، اقرار کردن.
- confessor معترف، کسي که کيش خود را اشکارا اعتراف ميکند، اقرار اورنده .
- yellow-dog contract قرارداد سگ زرد، قراردادي که بين کارفرما و کارگر منعقد، مي شود و کارگر ضمن اقرار به اين که جزء
- admission پذيرش، قبول، تصديق
- profess ادعا کردن، اضهار کردن، اشکارا معرفي کردن
- scopolamine اسکوپولامين يا سرم حقيقت، آلکالوئيد تلخ مزه اي که از بعضي نباتات، تيره بادنجاني گرفته مي شود و در مراکز