القا کردن معنی انگلیسی imbue implant impregnate infuse instil instill واژههای انگلیسی با این معنی ammonify با آمونياک يا ترکيبات آمونياکي القا کردن، آمونياک توليد کردن induce وادار کردن، القا کردن، فراهم کردن infuse ريختن، دم کردن، خيساندن inspire فرو بردن، در کشيدن، استنشاق کردن inspiringly فرو بردن، در کشيدن، استنشاق کردن infusion ريزش، القا، تزريق