الکترونیک
معنی انگلیسی
electronics
واژههای انگلیسی با این معنی
- electronic الکترونيک، الکترونيکي، مربوط به الکترونيک
- electronic warfare جنگ الکترونيک، ميدان جنگ الکترونيکي
- gaseous electronics الکترونيک گازي
- optoelectronics الکترونيک نوري
- electronic engineer مهندس الکترونيک، کارشناس الکترونيک
- bioelectronics الکترونيک زيستي
- industrial electronic الکترونيک صنعتي
- integrate electronics الکترونيک مجتمع
- electron optics نورشناخت الکترونيک
- communication and electronics رسته مخابرات و الکترونيک
- iec کميسيون بين المللي الکترونيک
- aviationelectronic بکارگيري الکترونيک در صنعت هوانوردي يا، فضانوردي
- technetronic وابسته به کاربرد همگام تکنولوژي و الکترونيک، تکنوترانيک
- opto electronics تکنولوژي مربوط به مجتمع سازي دانش نور و، الکترونيک
- EIA Electronic Industries Association، سازمان صنايع الکترونيک
- cheapbox جعبه تراشه الکترونيکي، مجموعه تراشه هاي الکترونيک
- recycle برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز، الکترونيک بدون وارد شدن داده هاي جديد
- ieee Institute of Electrical and Electronics، Engineers، موسسه مهندسين الکتريسيته و الکترونيک
- bionics مطالعه سيستمهاي زنده به منظور ارتباط، دادن ويژگي ها و اعمال آنها به توسعه، سخت افزار مکانيکي و الکترونيکي
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)