الگو معنی انگلیسی design example exemplar form lead model mold paradigm pattern template واژههای انگلیسی با این معنی template الگو، نمونه، اندازه templet الگو، نمونه، اندازه pattern recognition تشخيص الگو، الگوشناسي، شناسايي الگو pattern recognitation تشخيص الگو scripts ساختار الگو گونه براي نمايش ترتيب حوادث gadroon الگو يا قالب بيضي شکل که در کنده کاري بر، روي قاشق و چنگال و چوب دور پنجره و غيره، به کار ميرود prototype نخستين نمونه، الگو، نسخه اصلي prototypical نخستين نمونه، الگو، نسخه اصلي nomogram آباک، الگو stenciler تهيه کننده استنسيل، الگو ساز. stenciller تهيه کننده استنسيل، الگو ساز. pattern نمونه، سرمشق، الگو stencil الگوي گرده برداري، قالب نقشه برداري، الگو alignment chart نمودار، نموگرام، آباک