امتزاج معنی انگلیسی mixture واژههای انگلیسی با این معنی alloyage امتزاج، اختلاط immiscible solvent حلال امتزاج ناپذير couplement عمل امتزاج و جفت کردن، جفت شدگي، دوتايي. miscibility آميزش پذيري، قابليت امتزاج amalgamation اميختگي، اميزش، امتزاج miscible آميختني، آميزش پذير، امتزاج پذير mixable آميختني، آميزش پذير، امتزاج پذير amalgamate باجيوه اميختن، اميختن، مخلوطکردن