امتناع کردن معنی انگلیسی abstain refuse withhold واژههای انگلیسی با این معنی reest امتناع کردن، سر پس زدن اسب، دود زدن ماهي و غيره abstained امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstaining امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstains امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstain خودداري كردن (از)، پرهيز كردن (از)، امتناع كردن(از) forebear نيا، جد، خود داري کردن refuse رد کردن، نپذيرفتن، قبول نکردن rejcet وازدن، نپذيرفتن، نپسنديدن