امور سیاسی معنی انگلیسی politics واژههای انگلیسی با این معنی politico military امور سياسي نظامي، عمليات سياسي نظامي justiciar کسيکه امور قضايي و سياسي را عهده دارد anticlerical مخالف کشيشان يا کليسا، مخالف نفوذ کليسا در امور سياسي و غيره politics سياست مدن، علم سياسي، علم سياست demarche اقدام سياسي، عمل سياسي، اقدامي است که دولتي در مورد مسئله خاصي blue book کتاب آبي، کتابي است که وزارت امور خارجه هر کشور، هر چند سال يک مرتبه منتشر و مسائل سياسي