انتخاباتی معنی انگلیسی elective واژههای انگلیسی با این معنی election campaign مبارزه انتخاباتي election propaganda تبليغات انتخاباتي whistle stop (در مورد نامزدهاي انتخاباتي و رجال معروف)، در نقاط مختلف از مردم ديدار کوتاهي نمودن. redistrict دوباره حوزه بندي کردن، به بخشهاي انتخاباتي جديد تقسيم کردن reapportion دوباره سهميه يا حصه دادن، حوزه ي انتخاباتي را بزرگ يا کوچک کردن