انعطاف پذیر معنی انگلیسی adaptable accommodating bendable elastic flexible fluid limp supple whippy واژههای انگلیسی با این معنی flexible price قيمت انعطاف پذير flexible tariff تعرفه انعطاف پذير flexible footing شالوده انعطاف پذير flexible pavement شوسه انعطاف پذير (جاده نرم)، شوسه نرم flexible disk ديسک قابل انعطاف، ديسک انعطاف پذير flexible budget بودجه متغير، بودجه انعطاف پذير flexible exchange rate نرخ متغير ارز، نرخ ارز انعطاف پذير unlimber اماده کردن، مهيا شدن.، نرمش دار کردن CISC با تلفظ ((سيسک))، حروف اختصاري complex instruction، set computing و به مفهوم پردازنده اي است که از DCA حروف اختصاري Document Content Architecture، يک روش قالب بندي در معماري شبکه اي سيستمهاست، (SNA) که امکان تبادل اسناد متني بين کامپيوترهاي با اندازه