اهل شمال معنی انگلیسی northerner واژههای انگلیسی با این معنی upstater اهل شمال استان. laplander اهل در شمال اسکانديناوي، زبان لايلاندي northerner ساکن شمال، اهل شمال، مقيم شمال Breton وابسته به بريتاني و زبان و فرهنگ آن، اهل ناحيه ي بريتاني در شمال فرانسه، زبان سلتي مردم ناحيه ي بريتاني snowbird مرغ برف، معتاد به هروئين يا کوکائين، اهل شمال که زمستانها به جنوب سفر ميکند