اهل شهر
معنی انگلیسی
town townsman
واژههای انگلیسی با این معنی
- townie اهل شهر، شهرزي، ساکن شهر
- townsman اهل شهر، شهري، همشهري
- twonsman اهل شهر، شهري، همشهري.
- towny اهل شهر، شهري.
- shanghaier اهل شهر شانگهاي، ادم دزد.
- Angeleno اهل شهر لوسآنجلس، لوسآنجلسي
- bolognese اهل شهر بولونا در ايتاليا، وابسته به اين شهر و مردم آن
- mycenian اهل شهر ' مسين ' قديم يونان، اثار هنري وتفوق سياسي نواحي مجاوراين، ناحيه .
- dardanian دارداني، اهل شهر تروي
- Carioca کاريوکا، اهل شهر ريودوژانيرو
- Achaean مربوط به اخائيه، اهل شهر اخائيه در يونان باستان.
- achaian مربوط به اخائيه، اهل شهر اخائيه در يونان باستان.
- burgess شهرنشين، شهري، اهل شهر
- Oxonian وابسته به دانشگاه OXFORD، فارغالتحصيلدانشگاه آکسفورد، دانشجوي پيشين دانشگاه آکسفورد
- Knickerbocker اهل نيويورک، زاده هلندي هايي که به new york کوچ کردند، نيويورکي
- persepolitan وابسته به ويرانه هاي تخت جمشيد يا شهر فارسه، اهل فارسه يا استخر
- Pekingese وابسته به شهر پکن، پکني، اهل پکن
- Venetian وابسته به شهر vonice درايتاليا، اهل ونيس، ونيسي