دیکشنری فارسی

burgess

UKbəːdʒis US'bə:dʒəs

معنی فارسی

شهرنشين شهري اهل شهر

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_r´jis/n.

● (مهجور) شهروند یک بلوک یا شهرستان

● (انگلیس - قدیم) عضو پارلمان انگلیس (که از سوی بلوک یا شهرک یا دانشگاه انتخاب شده بود)

● (امریکا پیش از استقلال) عضو مجلس ایالتی ویرجینیا و مریلند

تعریف انگلیسی

noun
  1. English writer of satirical novels (1917-1993)
noun
  1. a citizen of an English borough

واژه‌های دیگر با معنی «شهرنشين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن