اهلی کردن معنی انگلیسی tame واژههای انگلیسی با این معنی domesticate اهلي کردن، رام کردن، بومي کردن zootechnician کارشناس تربيت حيوانات، کارشناس اهلي کردن جانوران. zootechnics روش تربيت و رام کردن جانوران، فن اهلي کردن جانوران و حيوانات وحشي. zootechny روش تربيت و رام کردن جانوران، فن اهلي کردن جانوران و حيوانات وحشي. naturalize حق تابعيت دادن، بومي شناختن، بومي شناختن