او
معنی انگلیسی
he
واژههای انگلیسی با این معنی
- He او، مرد، جانورمرد
- she او، انزن، ان دختر
- him او را، آنمرد را، به او
- whose مال او، مال چه کسي، مال کي.
- hers مال او
- MAO ام.ا.او
- thant او تانت
- niet le fait کار او نيست، او نکرده است
- loq او حرف ميزند
- beware of him از او حذرکنيد
- c-o-d indicator عقربه سي او دي
- ipsedixit خود او گفته است، گفته محض.
- what ails him او را چه مي شود، چه اش است؟
- isn't he there ايا او اينجا نيست
- till his return تا موقع برگشتن او
- nearest him از همه نزديکتر به او
- lutheranism عقايد لوتر وکليساي او.
- hip متعلق به بقراط يا طب او، چاربند
- jagannath يکي از خدايان هندوهاکه او، راkrishna مينامندومظهرهشتمين vishnu است
- below the horizon رتبه من از او پايين تر است
- pollee کسي که از او نظر پرسي ميشود، نظر پرسيده
- prison bird کسيکه زندان خانه او شده است
- Jamesian وابسته به هنري جيمز و سبک او، وابسته به ويليام جيمز و انديشه هاي او
- ciceronian وابسته به سيسرو و سبک بليغ او، شيوا، چيره زبان