ایجاد کننده
معنی انگلیسی
productive
واژههای انگلیسی با این معنی
- thallogenous ايجاد کننده تاليوم.
- swisher ايجاد کننده صداي فش فش.
- snow machine ماشين ايجاد کننده برف مصنوعي
- goitrogenic ايجاد کننده تورم غده تيروئيد (درقي)، ايجاد کننده گواتر.
- originative مبتکر، ايجاد کننده، پديدآورنده
- feep صدايي که ترمينال براي جلب توجه استفاده، کننده ايجاد مي کند
- goiterogenic اياد کننده تورم غده تيروئيد (درقي.)، ايجاد کننده گواتر.
- siliciferous داراي سيليس يا سيليکون زياد، ايجاد کننده سيليکون.
- earning asset دارائي سودآور، دارائي ايجاد کننده درآمد
- countervailing power قدرت همسنگ، قدرت يک گروه که در واکنش به، قدرت گروه ديگر بوجود مي آيد
- form utility مطلوبيت شکلي، کيفيتي که در اثر جمع آوري و بسته بندي، مواد اوليه
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- TCID50 = median tissue culture infective dose، مقدار متوسط آلوده کننده کشت بافت، مقداري از عامل
- TCID = tissue culture infective dose، مقدار فاسد کننده کشت بافت، مقداري از عامل بيماريزا
- stranglehold ضربت ياتماس خفه کننده .، محدوديت، تنگنا
- signing on فرآيند ايجاد يک ارتباط مابين کامپيوتر و، استفاده کننده