ایستان معنی انگلیسی stander واژههای انگلیسی با این معنی humidistat نم ايستان، نم مهار electrostatics ايستان برق hemostatic خون بند، خون ايستان، خون بندآور roadblock وسيله انسداد جاده .، راهگير بر پا کردن، راه بند ساختن