این که
معنی انگلیسی
wherefore
واژههای انگلیسی با این معنی
- post implementation review ارزيابي يک سيستم پس از اين که براي، چندين ماه مورد استفاده قرار گرفته است
- plene administrative preter دفاعي مبني بر اين که مقداري از مال، متوفي هنوز باقي است
- stet بگذاريد باشد (اين واژه کنار چيزي که خط، زده اند نوشته ميشود)
- barfly کسي که از اين ميکده به ان ميکده ميرود.
- sanctus اين حروف که هنگام اجراي عشاي رباني گفته، ميشود.
- upward compatible اصلاحي به اين معني که يک سيستم کامپيوتري، يا غستگاه جانبي قادر است هر کاري را که، مدل قبلي انجام مي داده انجام داده و علاوه
- warm boot فرآيند فريب دادن کامپيوتر با اين تفکر که، برق آن با وجود روشن بودن خاموش شده است، راه اندازي گرم
- inverted commas نام اين دو نشان که در سوي عبارات نقل قول، شده مي گذارند
- jerboa موش دو پا (از اين رو که دوپاي پيشين ان در، برابر پاهاي پسين کوتاه است .
- oxytone واژه اي که اين نشان روي هجاي واپسين آن واقع، شود
- porte-polisher وسيله دستي که يک نوک چربي را نگهداري ميکند اين، وسيله در ماشين دنداني براي کاربري خمير براق کننده و، جلا دهنده دندان بکار ميرود.
- nambi-uvu نوعي بيماري در سگها که در برزيل ديده ميشود در اين، بيماري زردي و خونريزش از گوش حيوان مشاهده ميشود، عامل اين بيماري انگلي خوني است بنام رانجلياويتالي.
- abs پيشوندي است لاتيني كه همان پيشوند ab-ميباشد و بمعني «دور از» و «غير از» و «از» ميباشد و قبل از حروف c و pو t به اين صورت درمي آيد
- confession and avoidance اقرار مقيد، به اين معني که مقر، مورد ادعا يا
- relative income hypothesis فرضيه درآمد نسبي، براساس اين نظريه که، توسط جيمز دوزنبري بيان شده مصرف تابع
- wagners law قانون واگنر، براساس اين قانون که توسط، اقتصاددان آلماني بيان شده رابطه مستقيمي
- allemande رقص آلماني در قرن شانزدهم، موسيقي همراه اين رقص که اغلب، در ابتداي قطعات موسيقي باروک نواخته
- jitterbug نوعي رقص دو نفره .، کسي که در اين رقص شرکت ميکند، رقص جيترباگ کردن
- pili درخت پيلي، پندوک اين درخت که خوراکي است
- offertories اعانه اي که هنگام نماز فراهم مي آورند، دعايي که در اين هنگام مي کنند
- offertory اعانه اي که هنگام نماز فراهم مي آورند، دعايي که در اين هنگام مي کنند
- yautia ياتيا، ريشه ي اين گياه که خوراکي است
- Ladin لدين، کسي که به اين گويش تکلم ميکند
- antiar درخت اوپاس جاوه، زهري که از صمغ اين درخت ميسازند