با آب و تاب گفتن معنی انگلیسی detail واژههای انگلیسی با این معنی tumidly به طور متورم يا آماسيده، با آب و تاب lustrously بطور براق، با رونق، با جلا stilted سوار چوب پا، بالا ايستاده، بلند magniloquent پر آب و تاب، با طنطنه، غلنبه نوي