با سرزنش معنی انگلیسی chidingly واژههای انگلیسی با این معنی jobation سرزنش با روده درازي remonstrate تعرض کردن (با دليل) با تعرض ونکوهش گفتن، سرزنش کردن، ملامت کردن lash vt شلاق زدن، زدن، هجو کردن lecture سخن راني، کنفرانس، درس slate تخته سنگ، لوح سنگ، سنگ لوح