باب معنی انگلیسی channel fad fashionable form popular prevailing prevalent sound standard strait واژههای انگلیسی با این معنی chapter باب، فصل، گفتار sea going باب دريا، دريارو baptisia باب تيزيا dylan باب ديلان local mode باب محلي. move mode باب حرکت. noisy mode باب پرخش. simplex mode باب سادک. pylorus باب المعده، باب معده، در رو معده control mode باب کنترل. mixed mode باب اميخته pyloric باب المعدي access mode باب دستيابي. batch mode باب دسته اي. varletry طبقه نوکر باب، نوکران و خدمتکاران، توده . conversational mode باب محاوره اي، مد محاوره اي، حالت محاوره اي locate mode باب مکان يابي. internuncio در باب عالي عثماني، رابط، پيک memory addressing mode باب آدرس دهي حافظه bapt عضو کليساي باب تيست Porte باب عاليدولت عثماني mixed mode macro درشت دستور اميخته باب. non collegiate در باب شاگردي گفته ميشود، بي دانشکده notobranchiate در باب ماهياني گفته ميشود، که نفس کش آنها در روي پشت آنها است