باد کردگی معنی انگلیسی distension distention puff swelling tumescence bag inflation puffiness واژههای انگلیسی با این معنی inflation باد کردگي، بر امدگي، افزايش زياد intumescence باد کردگي، باد، ورم turgidity باد کردگي، آماس، ورم tumidity باد کردگي، تورم، آب و تاب tumidness باد کردگي، تورم، آب و تاب inturgescence باد کردگي، اماس