بارنامه
معنی انگلیسی
bill of lading
واژههای انگلیسی با این معنی
- waybill بارنامه، سند حمل، راه نامه
- blading بارنامه
- road bill بارنامه
- road-bill بارنامه
- way-bill بارنامه
- bill of loading بارنامه کشتي، جواز کشتي
- supply manifest بارنامه آمادي، بارنامه اقلام تدارکاتي
- ocean manifest بارنامه دريايي، بارنامه حمل کالاي دريايي
- flight manifest بارنامه هواپيما، بارنامه پرواز يا ليست مسافرين هواپيما
- found shipment بار بدون بارنامه، کالاي بدون بارنامه يا رسيد
- airway bill بارنامه حمل هوايي
- reconsignment تجديد بارنامه کردن، تنظيم مجدد بارنامه براي تحويل
- military impedimenta شماره بارنامه نظامي، شماره حمل بار نظامي
- house airway bill بارنامه داخلي هوايي
- air bill بارنامه محموله هوايي
- way bill بارنامه (در راه آهن)
- contract shipment number شماره بارنامه کالاي ارسالي، شماره بارنامه مواد مربوط به قرارداد
- freight release ظهرنويسي (برروي) بارنامه بمنظور اعلام، دريافت هزينه حمل
- hatch list ليست بار داخل دهليزها، بارنامه دهليزها
- cargo documentation ثبت محمولات کشتي، بارنامه هاي کشتي، بارنامه کردن
- constructive receipt billing ارسال صورت اقلام ارسالي، روش ارسال بارنامه
- AWB air waybill، بارنامه حمل هوايي
- fbl FIATA combined transport bill of lading، بارنامه حمل ترکيبي "فياتا"
- lading (عمل) بارکردن - بار، بارکشتي، بارنامه