باریدن معنی انگلیسی precipitate rain spatter storm واژههای انگلیسی با این معنی lash vi ريختن، روان شدن، باريدن mizzle باران ريز، ريزباران، ريز باريدن sleet برف وباران (باهم)، تگرگ ريز، برف وباران با هم باريدن shower رگ بار، درشت باران، وفور