بازمانده معنی انگلیسی relics survivor واژههای انگلیسی با این معنی survivor بازمانده، کسيکه پس از مرگ ديگري زنده است snow bound دچار برف، بازمانده از زفتن بواسطه برف surviver بيشتر عمرکننده، جاويد، بازمانده hinder پسين، عقبي، مانع