بازو
معنی انگلیسی
arm
واژههای انگلیسی با این معنی
- brachium بازو
- upper arm بازو
- armguard زره بازو، بازوبند
- armband بازو بند
- brassart زره بازو
- humeeerus استخوان بازو، استخوان عضد، بازو
- shovel pass پاس از زير بازو، پاس از زير بازو (لاکراس)
- flip pass پاس کوتاه از زير بازو، پاس سريع با استفاده از مچ
- patent anchor لنگر بي بازو (دريايي)
- arm-hand steadiness test آزمون استواري دست و بازو
- hen hawk ضربه از زير بازو (لاکراس)
- change of pace جهشهاي کوتاه براي استراحت بازو (اسکي)
- change-up جهشهاي کوتاه براي استراحت بازو (اسکي)
- proximo-ataxia آتاکسي فسمت هاي نزديک به اندامها مانند بازو، ساعد، ران يا ساق.
- arm دست (از بيخ شانه تا نوک انگشت)، بازو، اسلحه
- trunnion (در توپ) حامل، بازو، دسته
- muscular strength وي ماهيچه، زور بازو
- arm-guard بازوبند، زره بازو
- brassard بازوبند، زره بازو
- dog paddle شناي به پشت با حرکت پا و بدون بيرون آمدن، بازو از آب
- swing bar اسبابي مانند دنبل براي تقويت عضله هاي، بازو و شانه
- swing bell اسبابي مانند دنبل براي تقويت عضله هاي، بازو و شانه
- front raise تمرين با دنبل از ناحيه ران تا شانه و، ساعد روي بازو
- beef گوشت گاو، ماهيچه ياقوه بازو، گاو