بازگو معنی انگلیسی echo واژههای انگلیسی با این معنی repeat بازگو کردن، دوباره گفتن، تکرار کردن repetition بازگويي، بازگو، واگو (يي) ingemination تکرار، بازگو. relater نقل کننده، بازگو گر. iterant تکار کننده، بازگو کننده، باز گوينده recountal شرح، بيان، بازگو