بازیگر معنی انگلیسی actor actress artist artiste entertainer performer player Thespian واژههای انگلیسی با این معنی super بازيگر، زيادي، پارچه اعلي entertainer بازيگر، هنرمند actor بازيگر، مقلد booter بازيگر actress زن بازيگر، مقلده hatchetman بازيگر خشن headhunter بازيگر خشن outside forward بازيگر گوش winger بازيگر گوش protagonist بازيگر عمده، سردسته، قهرمان oddsmaker بازيگر شاخص، تعيين کننده امتياز homebred بازيگر محلي homebrew بازيگر محلي homeling بازيگر خودي halfback بازيگر مياني، هافبک، بازيگر خط مياني backman بازيگر مدافع front-line بازيگر دائمي player's number شماره بازيگر ride the bench بازيگر ذخيره second-string بازيگر ذخيره extra cover بازيگر بل گير، پوشش اضافي براي بل، گرفتن (کريکت) ball player بازيگر با توپ body checker بازيگر تنه زن laxman بازيگر لاکراس