باصرفه معنی انگلیسی competitive واژههای انگلیسی با این معنی economically باصرفه جويي، ازراه اقتصاد، ازلحاظ اقتصاد ياصرفه جويي frugally باصرفه جويي، صرفه جويانه، ازروي ميانه روي يا امساک pay gravel شن ياسنگ زردارکه عمل کردن ان باصرفه باشد economic mobilization بسيج منابع اقتصادي، باصرفه، بسيج اقتصادي economical صرفه جو، خانه دار، باصرفه gainful سودمند، بامنفعت، باصرفه advantageous سودمند، نافع، باصرفه . advantageaus سودمند، نافع، مفيد payable دادني، پرداختني، قابل پرداخت