دیکشنری فارسی

gainful

UKgeinfəl US'geınfəl

معنی فارسی

سودمند بامنفعت باصرفه

معنی کامل و مثال‌ها

/gān´fǝl/adj.

سودآور، دارای درآمد، استفاده دار، پولساز، انتفاعی

he does not have gainful employment

شغل درآمدداری ندارد.

سودمند، مفید، بافایده

* gainfulness, n.

پر سودی، پر استفادگی، منفعت دهی

مترادف‌ها

adjective
1. Advantageous, profitable, beneficial.
2. Lucrative, remunerative, productive, paying.

واژه‌های دیگر با معنی «سودمند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن