salutariness معنی فارسی سودمند مفيد مترادفها noun SeeSalubrity. واژههای دیگر با معنی «سودمند» beneficial سودمند، مفيد، نافع serviceable سودمند، مفيد، کارامد advantageaus سودمند، نافع، مفيد helpful سودمند، بکارخورنده، کمک بخش gainful سودمند، بامنفعت، باصرفه useful سودمند، مفيد، با فايده advantageous سودمند، نافع، باصرفه . salutarily سودمند، مفيد salutary سودمند، مفيد avail سودمند بودن، بدرد خوردن، داراي ارزش بودن