دیکشنری فارسی

helpful

UKhelpfəl US'helpfəl

معنی فارسی

سودمند بکارخورنده کمک بخش مفيد

معنی کامل و مثال‌ها

/help´fǝl/adj.

کمک کننده، سودمند، مفید و خوب

a helpful suggestion

پیشنهاد سودمند

مترادف‌ها

adjective
1. Useful, beneficial, convenient, advantageous, profitable.
2. Wholesome, salutary.
3. Ready to help, kind, benevolent, full of help, inclined to aid others.

واژه‌های دیگر با معنی «سودمند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن