باصره معنی انگلیسی sight واژههای انگلیسی با این معنی aberrometer انحراف سنج باصره visual illusion خطاي ادراکي ديداري (خطاي باصره) optical وابسته بعلم روشنايي و بينايي، ممد باصره، چشمي optic nerve پي بينايي، عصب باصره optical illusion خطاي ادراکي ديداري، خطاي باصره eyestrain خستگي چشم، فشار باصره . sight بينايي، بينش، باصره eyesight بينايي، ديد، باصره eye چشم، ديده، بينايي eying چشم، ديده، بينايي optic وابسته به بينايي، چشمي، بصري