بالین معنی انگلیسی bed bedside pillow واژههای انگلیسی با این معنی clinician کسيکه طب وجراحي رادربيمارستان پهلوي بالين، بيمارمي اموزد pillow بالش، بالين، متکاي چارگوش bedside کناربستر، بالين consort همسر، هم بالين، زن ياشوهر