بجز معنی انگلیسی save واژههای انگلیسی با این معنی subdivide تقسيم بجز کردن يا شدن، دوباره پخش کردن يا شدن admixtures موادي بجز سيمان شن ماسه و آب که گاهي به، عنوان ماده کمکي به بتن اضافه ميکنند worcester باقي گذاشتن تمام ميله ها بجز ميله هاي 1، و 5 بولينگ barring جز، بجز، باستثناي exclusive of باستثناي، بجز fixed bridge پل ثابت، پلي که بجز انبساط و انقباض، هيچگونه حرکتي ندارد ABD کسي که همه ي واحدهاي دوره ي دکترا را، گذرانده است بجز رساله ي دکترا abaxial دورازمحور، خارج از محور، بجز محوري side-effect اثر جانبي، عارضه جانبي، پيدايش اثري بجز آنچه که مورد bar ميل، ميله، شمش