بخار آب معنی انگلیسی steam water vapor واژههای انگلیسی با این معنی aqueous vapor بخار آب water vapor بخار آب atmology علم بخار آب vapour pressure فشار بخار آب gland steam بخار دور آب بند، بخار دور زبانه (دريايي) steam distillation تقطير با بخار آب steam stripping تقطير با بخار آب make up feed آب مصرفي ديگ بخار ناو steam fog مه حاصل از بخار آب (دريايي) checkman متصدي کنترل آب ديگ بخار (دريايي) feed water آب رسيده به ديگ بخار ناو (دريايي) virtual temperature دمايي که ذره اي از هوا دارا خواهد بود، اگر فاقد بخار آب باشد rainmaker باران ساز، وسيله متبلور کننده بخار آب non condensing ماشين بخاري که بخار کار کرده رابجاي اينکه، تبديل به آب کند بهوامي فرستد hydro-electric وابسته به پيدايش الکتريسيته بوسيله مالش آب، يا بخار