بخش شده معنی انگلیسی divided zonal واژههای انگلیسی با این معنی outtake بخش حذف شده، بريدگي، ضبط معيوب hot-pressed part بخش پرس شده داغ formed part بخش شکل داده شده soft sectored بخش شده غير ملموس provisional frame آن بخش از بازي بولينگ که گوي موقعي پرتاب، شده که بخش قبلي مورد اعتراض است mammock تکه، پاره، بريده parol arrest جلب شفاهي، توقيف شفاهي، جلب و توقيف فردي که در حضور رئيس دادگاه folder پوشه، لفاف، تاکن ABIOS سر نام Advanced Basic Input/Output System، معناي سيستم ورودي/ خروجي اصلي پيشرفته) و نشانگر يک سري، (به hard sectored ديسک لرزاني که در آن سوراخهايي به منظور، تعيين حدود هر قطاع يا بخش تعبيه و منگنه، شده است re-entry-vehicle نوعي رسانگرهاي فضايي که براي ورود به، اتمسفر زمين در بخش پاياني مسير خود، طراحي شده اند lectionary کتابي که بخش هاي توريه وانجيل درآن نوشته، شده که هنگام نمازخوانده مي شود opera نمايشي که بخش عمده آن از شعرو موزيک درست، شده باشد، اپرا cost category اقلام هزينه اي، بخش هزينه، هزينه هاي انجام شده