بد (داوری) معنی انگلیسی poorly واژههای انگلیسی با این معنی misjudge داروي کردن، داشتن نسبت به، بد داوري کردن misjudgment داروي کردن، داشتن نسبت به، بد داوري کردن infatuated شيفته، شيدا، واله