misjudgment
USmıs'dʒʌdʒmənt
معنی فارسی
داروي کردن داشتن نسبت به بد داوري کردن قضاوت غلط کردن
داروي کردن داشتن نسبت به بد داوري کردن قضاوت غلط کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن