دیکشنری فارسی

hocus

US'həukəs

معنی فارسی

دست انداختن ، مچل کردن، شوخي عملي کردن

چيز خور کردن،

داروي مخدر توي مشروب يا خوراک

کسيريختن

معنی کامل و مثال‌ها

/hō´kǝs/vt.

دست انداختن (کسی را)، مچل کردن، شوخی عملی کردن

چیز خور کردن، داروی مخدر (و غیره) توی مشروب یا خوراک کسی ریختن

مترادف‌ها

verb active
1. Cheat, impose upon, chouse.
2. Drug one's drink.

واژه‌های دیگر با معنی «دست انداختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن