بد درست کردن معنی انگلیسی bungle واژههای انگلیسی با این معنی mismanage بد اداره کردن، بد گرداندن، بد درست کردن misunderstand درست نفهميدن، بد تعبير کردن، بد فهميدن misunderstood درست نفهميدن، بد تعبير کردن، بد فهميدن mispronounce درست تلفظ نکردن، غلط تلفظ کردن، بد ادا کردن